أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

26

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) اندوهگين و ديگر وقت شاد كام است ، منزه است پروردگارى كه آن را بوجود آورده و « الهام پرهيزگارى و تبه كارى را در آن قرار داده است » : و اين نفس آدمى از مسائلى فطرى و غريزى و پايه‌هاى عقل و توان و جسم و روح تركيب يافته است . در عين حال آن چيزى كه از روح و نفس عجيب‌تر است كتابى است كه در واقع به آن احاطه دارد و تا اعماق آن نفوذ كرده و امور پوشيده آن را مورد بررسى قرار داده و اسرار آن را لمس كرده و علاج دردهاى آن و مرهم جراحاتش را فراهم آورده و آن : قرآن است قرآنى كه با گذشت شب و روز و گردش ماه و خورشيد و سپرى شدن روزها و روزگاران ، گيرايى و جوانى خود را تازه مىگرداند ، اين مطلب صحيح و حق است و تصور و خيال نيست ، نشانه‌هاى وجود در زمين و آسمان در فلك خود ميگردند و فضا آنها را بسوى سرنوشت مىكشاند ، و قرآن از روزى كه نازل شده است روحى است كه نابود و سالخورده نمىشود و پرتو الهى است كه درخشش آن نه كاسته مىشود و نه از ميان خواهد رفت ، و عجيب‌تر اين است كه بهر حال آسمانها و زمين و خورشيد و ماه و ستارگان و هر كس و هر چيزى كه در آنهاست روزگار معينى را طى مىكنند و رو به نيستى و نابودى ميروند و سرانجام هم در وادى نيستى از ميان خواهند رفت ولى قرآن تنها چيزى است كه از مرز فاصله‌هاى اين جهانى و آن جهان و مرگ و دوباره زنده شدن و فنا و بقا گذشته است ، اين قرآنى كه هر چه سالها و قرنها بر آن ميگذرد تازه‌تر مىشود و احكام آن ترازوى سنجش هميشگى است ، از روح و نفس عجيب‌تر است ، براى تمام ارواح افراد بشرى كه از زمان پيامبر تا هر زمان كه بعد آن است ، كه خلق شده و مىشود در آيات قرآن كليد رستگارى نهفته است و گويى برخى از آيات فقط به آن منظور نازل شده است ، روزى كه پيچيدگىهاى نفس با آيات قرآن روشن شود آن وقت است كه ذات خود و حقيقت وجود و حكمت آفرينش خود را خواهد شناخت ، آن روز است كه غرور و فريب باطل زندگى برايش آشكار مىشود و پرده‌هاى تاريكى و وسوسه‌هاى شيطانى از جلو چشم بصيرت او كنار ميرود ، آرى روزى كه نفس آدمى به نخستين آيهء راه‌گشاى قرآن دست مىيابد